عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
234
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
هدى قربانست كه بمنا برند ، و قلائد آنست كه در گردن ايشان كنند ، و اين آن بود كه مرد چون از حرم بتجارت بيرون ميشد در ماه حرام ، در كار خويش نظر كردى اگر دانستى كه باز گردد پيش از آنكه ماه حرام بگذرد ، هم چنان ايمن بيرون شدى ، و هيچ نشان بر خود و بر راحلهء خويش نكردى ، و اگر دانستى كه مىبازنگردد در ماه حرام ، امن خويش را نشان بر خود كردى و بر راحلهء خويش ، و نشان آن بود كه پوست درخت حرم با خود داشتى ، و بر راحلهء خويش افكندى ، تا هر جايى كه رفتى ايمن بودى ، و كس تعرض وى نكردى . اينست كه رب العالمين گفت : وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ - يعنى كل ذلك كان قياما للناس و أمنا فى الجاهلية . ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ - وجه تأويل اين آيت و آخر آن به اول در بستن آنست ، كه رب العالمين اين تعظيم كه نهاد خانهء خويش را ، و حرم و احرام را ، از آن نهاد تا آن را بزرگ دارند ، و حرمت آن بشناسند ، و آزرم آن بزرگ دارند ، و بدانند كه چون جانور بىعقل درو مىنيازارند ، در آزردن مسلمان در حرم چه وبالست ! و چون فرمود كه در حرم كفتار ميازاريد از آنست كه تا دانند كه در آزار مسلمان در حرم چيست ؟ و ديگر اللَّه دانست كه نمازگر را از وجهت بدّ نيست و از قبله ، و كعبه قبله ساخت ، و دانست كه حج را هنگامى بايد ، آن را هنگامى ساخت ، و دانست كه هدى را نشان آزرم بايد ، نشان ساخت ، و در حجله حرم جاى امن ساخت ، از آنكه عرب در جاهليت بس ناپاك و خون ريز بودند و بد فعل ، راه ببيم داشتند ، و مال بناحق مىبردند ، و بجاى يك كس جمعى را مىكشتند ، طلب ثار را . رب العزة چون از ايشان اين فعل ميشناخت و ميدانست كعبه حرم ساخت ، و ماه حرام ، و هدى و قلائد پديد كرد ، و تعظيم آن فرمود ، تا ايشان را بر مال و بر نفس خويش امن پديد آمد ، و هر جاى كه نشان درخت حرم ديدند ، سر بر خط فرمان